دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم.

 

دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم.

 

دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم.

 

میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع آن را ایمان٫ هدف ٫امید وعشق تشکیل داده اند

 

 یا مثلثی که زاویه های آن ایمان ٫ علم و انسانیت باشد.

 

میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم.

 

چرا سطحی بیندیشم ؟

 

وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم.

 

من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنم.

 

من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم

 

و زاویه دیدم باز باشد.

 

وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم

 

 و از میان خطوط / خط های شکسته و منحنی را برگزینم؟!!

 

من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد.

 

منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند

 

و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-ایمان و عرفان می آراید .

 

آری من می توانم !!

 


 

نوشته شده توسط سهیلا بخشی در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:49 موضوع | لینک ثابت